امروز:15 April, 2024

برنامه ریزی جهت حداکثر رساندن خلق ارزش

ضرورت تخمین و برنامه ریزی جهت حداکثر رساندن خلق ارزش

از آنجایی که من علاقه زیادی به تخمین و برنامه ریزی دارم ، گاهی اوقات با افراد یا تیم هایی مواجه می شوم که معتقد هستند “تخمین اتلاف وقت است! چطور چیزی که نمی دانیم را تخمین بزنیم” .

بیایید این دیدگاه را در نظر بگیریم .

فکر می کنید هر شخص چند کار مهم در زندگی خود بدون کوچکترین برنامه ریزی انجام می دهد؟ بعید می دانم هر فردی در زندگی شخصی برای سفر یا سرمایه گذاری و یا … بدون درگیر شدن با ماجرا و یا بدون برنامه عمل کند.

فرض کنید قصد دارید برای اولین بار به خارج کشور سفر کنید. برخی از سوالاتی است که باید در نظر بگیرید این است که به کدام کشورها می توان سفر کرد؟ همین طور ، کدام شهرها؟ چه مدت در هر کشور یا شهرحضور داشته باشید؟ بودجه شما چقدر است؟ و …

در واقع برنامه ریزی ، فکر کردن به آینده است. از طرفی آینده ، دارای ریسک و عدم قطعیت هم می باشد. در این موارد، می توان گفت ما نسبت به موضوعات و آینده پیچیده تر و پارامترهایی که عدم اطمینان در آن بیشتر باشد  بیشتر برنامه ریزی می کنیم تا زمانی که موضوعات و آینده قابل پیش بینی تر باشد. به عنوان مثال در مورد بازدید از شهری که چندین مرتبه به آن سفر کردید برنامه ریزی و تعیین مسیر و .. در کسری از ثانیه انجام می گردد ( قابلیت پیش بینی ) تا زمانی که برای اولین مرتبه بخواهید مسیر یا سفری انجام دهید.

البته در یک پروژه نرم افزاری یا محیط پیچیده توسعه محصول به ندرت این موضوع محسوس و ساده به نظر می آید.

در مورد تخمین زدن چطور؟ آیا واقعاً نیاز به تخمین داریم؟ بله، زیرا برآورد پیش نیاز برنامه ریزی است. شما نمی توانید بدون برآورد ، برنامه ریزی کنید. حتی اگر تخمین ها خیلی غیررسمی و ضمنی باشند.

اجازه دهید این موضوع را نیز با یک مثال ساده بیان کنم .در زمان نوشتن این مطلب ، من در حال آماده شدن برای رفتن به منزل از محیط کار هستم . به محض شروع مسیر تصمیم گرفتم از دستگاه خودپرداز مقداری پول نقد دریافت کنم. من نیاز آینده ( مسیر برگشت به منزل ) خود را به پول نقد برای انجام این کار برآورد کردم. 20 هزار تومان جهت ایاب ذهاب باید کافی باشد. این تخمین کمتر از یک ثانیه طول کشید و من شاید حتی از آن آگاه نبودم ، اما انجام شد.

وقتی مالک محصول می‌گوید: «ترجیح می‌دهم این فیچر را اضافه کنم»، در واقع مالک محصول حداقل با برخی تخمین‌های ضمنی (حدس زدن) عمل می‌کند که چقدر طول می‌کشد ، یا هنگامی که یک برنامه نویس اواخر روز را برای رفع یک باگ به جای شروع یک استوری جدید قبل از رفتن به خانه انتخاب می کند، آن برنامه نویس یک تخمین ضمنی انجام داده است که رفع اشکال با ساعات باقی مانده در روز مطابقت بیشتری دارد.

این برآوردها باید انجام شود.آنها می توانند ناخودآگاه باشند اما ساخته شده اند. کسانی که در تیم های فنی کار می کنند و می گویند “تخمین اتلاف است، این کار را نکن” این نوع تخمین ها را نادیده می گیرند.

اما آیا این تخمین های اتفاقی و شاید ناخودآگاه خوب است؟ آیا تیم ها با برآوردهای رسمی بهتر نیستند؟

شاید ! اما نه در همه موارد. یک تیم باید تنها تا حدی برآورد و برنامه ریزی کند که برآورد و برنامه ریزی منجر به اقدامات متفاوت شود. یا می توان گفت اگر برنامه ریزی بیشتر ، به تصمیمات بهتر منجر می شود (اطمینان بیشتر در تاریخ تحویل، اولویت بندی بهتر عملکرد یا موارد دیگر)، پس تخمین زده و برنامه ریزی بیشتری انجام دهید.

به عنوان مثال، ما اخیراً تغییراتی در UI صفحات مربوط به پروتکل ها دادیم. من از برنامه نویسی که این کار را انجام داد نخواستم بیش از برآوردهای سطحی به من بدهد. چون من به اندازه کافی در برنامه نویسی در این زمینه اشراف دارم تا بدانم این ویژگی های جدید چقدر زمان می برد . من آنقدر با او کار کرده ام که بدانم سرعت او چقدر است. درخواست از او برای برآوردهای دقیق چیزی را در مورد آن پروژه تغییر نمی داد.

بنابراین  برآورد و برنامه ریزی لازم است. آنها می توانند به صورت سطحی صورت بگیرند اما باید وجود داشته باشند . خصوصاً زمانی که منجر به کیفیت یا زمان تحویل بهتر می شوند.

avatar

مربی چابکی و اسکرام مستر در شرکت فناپ زیرساخت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.