امروز:25 July, 2024

آیا اسکرام برای هر موقعیتی قابل استفاده می باشد؟

اسکرام محبوب ترین روش فلسفه اجایل در جهان می باشد که بسیار فراگیر  بوده و به صورت گسترده مورد استفاده قرار می گیرد. حتی می توان به این موضوع اشاره کرد که بسیاری از اسکرام، به عنوان بخشی از ایجاد ساختار اجایل در Scale سازمانی ( جزء از کل ) با عنوان SAFe و یا Disciplined Agile استفاده می نمایند.

علی رغم محبوبیت و  فواید این چارچوب ، گویا اسکرام به یک کالا تبدیل شده است . به طوری که بسیاری از سازمان ها، تیم ها و افراد تصور می کنند که اسکرام ، استاندارد طلایی برای توسعه نرم افزار است. اما در واقع این موضوع یک سوء تفاهم بزرگ از چرایی و یا فلسفه وجودی چارچوب اسکرام می باشد.

اسکرام در مواقع خاصی موثر خواهد بود که در آن :

  1. در یک زمان یک محصول را ایجاد یا نگهداری نمود.
  2. آیا باید مرتباً بررسی کنید که فعالیت ها به دستیابی به اهداف کمک می کند یا خیر.
  3. دانش شما به صورت تدریجی و در حین توسعه یا تولید محصول / خدمت ظاهر و تکمیل خواهد شد.
  4. آیا در بازه های زمانی ماهانه و یا کمتر از یک ماه می توان فرآورده یا خروجی محسوس و قابل ارائه ای ایجاد کرد.
  5. برای ساخت و یا ایجاد محصول / خدمت به یک تیم نیاز داشت.
  6. وجود سهامداران یا ذینفعانی که باید در طول توسعه یا ایجاد محصول / خدمت مشارکت و اعمال نظر نمایند و اصطلاحا به صورت دائم درگیر کار باشند.

باید هر 6 نیازمندی های فوق تواماً وجود داشته باشد تا بتوان گفت باید از اسکرام استفاده نمود در غیر این صورت با نبود حتی یک گزینه از 6 نیازمندی فوق باید در استفاده از اسکرام تجدید نظر کنید.

در ادامه بیشتر بدین موضوعات و تشریح 6 نیازمندی خواهیم پرداخت.

1 ) یک محصول

اسکرام چارچوبی برای به حداکثر رساندن ارزش محصول شماست. باید فقط یک محصول وجود داشته باشد، تنها و تنها یک محصول. در ادامه به سه موقعیت اشاره خواهد شد که ممکن است چنین نباشد ( وجود یک محصول ) و نحوه تاثیر بر اهداف اسکرام نشان داده خواهد شد .

1-1 ) محصولات متعدد

همان طور که می دانیم یکی از5 ارزش اسکرام تمرکز می باشد با این حال من تیم هایی را می شناسم که با افتخار ادعا می کنند که هم زمان بر روی چند محصول کار می کنند.البته این محصولات وسعت و پیچیدگی نداشته و معمولا محصولات کوچکی هستند که نیازی به صرف وقت و کار زیادی نمی باشند.در چنین مواقعی نمی توان هر اسپرینت ، تیم روی یک محصول کار کند و اصطلاحا تیم را مشغول نگه داشت. لذا برای اینکه تیم بتواند با ظرفیت کامل کارکند آنها در هر اسپرینت روی دو یا چند محصول کار می کنند.

اما اسکرام بدین منظور مناسب نیست. هدف اسکرام استفاده از بهترین محصول یا خروجی در یک زمان است. به همین دلیل است که در چارچوب اسکرام هدف محصول هدف بلندمدت تیم است و دارای تنها یک بک لاگ محصول می باشد.

1-2 ) یک ویژگی ( Feature ) یا مولفه

مشکلی دیگری که می توانم بدان اشاره نمایم مشکلی است که مربوط به مالکان محصول می باشد. در عمل مالک فیچرها یا مولفه ها می باشند و نه مالک محصول. این افراد اختیار تصمیم گیری در مورد به حداکثر رساندن ارزش جزء یا ویژگی خود را دارند. اما این به طور خودکار به این معنی نیست که آنها بهترین انتخاب را برای به حداکثر رساندن ارزش محصول انجام می دهند.

صاحب محصول اسکرام باید مسئولیت تمام جنبه های محصول حاصل از کار تیم های اسکرام را داشته باشد. این تنها راه برای مدیریت پیچیدگی محیط محصول است، تنها راه برای تصمیم گیری درست در مورد اینکه چه چیزی کار می کند، چه چیزی کار نمی کند و چه چیزی را هدف قرار می گیرد.

بسیاری از سازمان ها این تصور نادرست را دارند که صاحب محصول باید به یک تیم و در نتیجه تنها بخشی از محصول خدمت کند. اما صاحبان محصول بک لاگ تیم را مدیریت نمی کنند، بلکه بک لاگ محصول را مدیریت می کنند.

1-3 ) محصولی برای ارائه وجود ندارد

من همچنین تیم‌هایی را می‌شناسم که اصلاً محصولی را ایجاد یا حفظ نمی‌کنند. آنها فقط فهرستی از وظایف یا اقدامات (غیر مرتبط) برای کار کردن دارند. آنها ممکن است آگاه نباشند که روی یک محصول کار می کنند. در این صورت، آنها باید به دنبال تعریف این موضوع باشند.

محصول وسیله ای برای ارائه ارزش است. مرز مشخصی دارد، ذینفعان را بشناس، کاربران یا مشتریان کاملاً مشخصی دارد. یک محصول می تواند یک خدمت، یک محصول فیزیکی یا چیزی انتزاعی تر باشد. – راهنمای اسکرام 2020

اما اگر به سادگی هیچ محصولی وجود نداشته باشد، استفاده از چارچوبی که هدف آن به حداکثر رساندن ارزش یک محصول باشد، منطقی نیست.

2 ) بررسی و نظارت مسیر توسعه محصول

اگر می‌دانید پس از تجزیه و تحلیل کامل مشکلاتی که می‌خواهید با آنها مقابله کنید، چه کاری انجام دهید، در موقعیتی هستید که می‌توانید کار خود را به طور کامل برنامه‌ریزی کنید و بر این اساس بر پیشرفت کار نظارت کنید.

هنگامی که محیط شما قابل پیش بینی است، نیازی به بررسی اینکه آیا روی موارد درست کار می کنید، ندارید. چون می دانید حق با شماست. اگر در چنین شرایطی از اسکرام استفاده می کنید، یک بازبینی اسپرینت (  Sprint Review ) بدون هدف خواهید داشت.

در واقع در اسکرام یک جلسه بازبینی اسپرینت وجود دارد تا شانس ساخت فرآورده یا هر مورد  قابل ارائه درست را افزایش دهد. شما دائماً باید این موضوع را با ذینفعان خود بررسی کنید زیرا محیط محصول شما پیچیده است.

بک الگ محصول عمداً بسیار سازگار است تا تغییرات و اصلاحات را امکان پذیر کند. وقتی می‌دانید که این تغییرات ایجاد نمی‌شوند، دلیلی برای داشتن بک لاگ محصول وجود ندارد. شما می توانید به اسناد مورد نیاز و طرح های دقیق بسنده کنید.

وقتی نیازی به بازبینی اسپرینت، بک لاگ محصول و پالایش ندارید، به اسکرام نیز  نیاز ندارید.

3 ) نحوه ایجاد فرآورده یا خروجی قابل تحویل

شرایط زیر را در نظر بگیرید :

وقتی موضوعات خود را در برنامه ریزی اسپرینت مشخص و هدف اسپرینت خود را تدوین می کنید، و این جلسه منجر می شود دقیقاً بدانید که چگونه به این هدف دست می یابید.

شما می دانید که برای ایجاد فرآورده محصول که این هدف اسپرینت را برآورده می کند، باید چه کاری انجام دهید.

شما همچنین می دانید که می توانید در اسپرینت به این هدف دست یابید.

اگر اینطور است، برای درک اینکه آیا در مسیر رسیدن به هدف اسپرینت خود هستید یا خیر، به Daily Scrum نیاز ندارید. علاوه بر این: شما نیازی به یک هدف اسپرینت ندارید تا به شما کمک کند روی آنچه می خواهید انجام دهید تمرکز کنید. به هر حال نیازی به بحث در مورد راه های جایگزین برای رسیدن به هدف نیست.

هنگامی که به یک هدف اسپرینت یا اسکرام روزانه نیاز ندارید، زیرا می دانید در طول یک اسپرینت چه کاری باید انجام دهید و می دانید که در این اسپرینت به آن خواهید رسید، به اسکرام نیازی ندارید چون در واقع عدم قطعیتی وجود ندارد و همه چیز پایدار و مشخص است.

4 ) ایجاد خروجی قابل تحویل در یک اسپرینت

اسکرام حول بازرسی خروجی های قابل تحویل می چرخد ​​تا یاد بگیرد که چه کاری باید انجام شود. یک تیم باید بتواند یک خروجی یا فرآورده محصول را در یک اسپرینت ایجاد کند ( حداکثر یک ماه)

زمانی که تیم‌ها می‌توانند در هر اسپرینت چند بار خروجی ارائه نمایند ، بسیار خوب (و عالی) است. همچنین زمانی که یک تیم گاهی موفق نمی شود فرآورده ای در یک اسپرینت  ارائه نماید ، مشکلی ندارد. اما ایجاد حداقل یک فراورده محصول در هر اسپرینت باید واقع بینانه باشد.

من با تیم هایی کار کرده ام که اعلام کردند نمی توانند این کار را انجام دهند. آنها همیشه به بیش از یک ماه برای ایجاد یک خروجی جدید نیاز داشتند. من توانستم در اکثر این تیم ها مربیگری کنم تا راه هایی برای کوتاه کردن جدول زمانی بیابم. اما در همه فضاهای کاری موثر نبود و اصطلاحا جواب نداد. برخی از تیم ها به دلیل ماهیت محیط خود ناموفق بودند.

من به دلایل متعددی برخورد کرده ام که چرا تیم ها نمی توانند در عرض یک اسپرینت فرآورده ایجاد کنند. به عنوان مثال می توان به وابستگی به طرف های خارجی مانند تامین کنندگان سخت افزار و پیچیدگی خود محصول اشاره کرد.

اسکرام بدون بازرسی خروجی محصول در بازبینی اسپرینت هیچ ارزشی ندارد. اگر نمی توانید به این هدف برسید، از اسکرام استفاده نکنید.

5 ) تیم

اسکرام چارچوبی برای ایجاد محصولات با یک تیم (یا چندین تیم) است. اگر افرادی دارید که یک جانبه  و انفرادی محصولی را ایجاد می کنند، اسکرام معنایی ندارد. تمام جنبه های مربوط به تیم منسوخ خواهد بود.

این بدان معنا نیست که جنبه های اسکرام نمی توانند مفید باشند. اما اسکرام به عنوان یک چارچوب، تیم محور است، بنابراین برای افراد اعمال نمی شود.

6 ) مشتریان یا ذینفعان

در اسکرام، مشارکت ذینفعان کلیدی است. بدون آنها، استفاده از اسکرام منطقی نیست. تیم ها و ذینفعان آنها باید در مورد فرآورده های محصول (بازبینی اسپرینت) بحث کنند. تمام هدف اسکرام نشان دادن یک کارکرد جدید به ذینفعان و همکاری با آنها در مورد چگونگی ادامه کار می باشد.

اگر این ذینفعان را ندارید یا راهی برای وارد کردن آنها در این بحث ها وجود ندارد ، از اسکرام استفاده نکنید.

نتیجه گیری :

من این مقاله را نوشتم تا اهمیت درک رویکرد شما را برجسته کنم. من تیم های اسکرام زیادی را دیده ام . اکثر این تیم ها دلایل درستی برای استفاده از چارچوب دارند. اما من همچنین تیم‌هایی را هم دیده ام که با توجه به شرایط و موقعیت آنها اجرای چارچوب اسکرام را مناسب ندیده ام.

من تعجب می کنم که چگونه سازمان ها کل بخش ها را به تیم های اسکرام تبدیل می کنند. به نظر می رسد که آنها اسکرام را به عنوان یک گلوله طلایی برای تبدیل شدن به “چابک” می بینند. اما این روش کار نمی کند.

استفاده از اسکرام یا چابک بودن هرگز نباید هدف باشد. همیشه باید اینطور باشد: “چگونه می توانم شانس دستیابی به اهدافم را به حداکثر برسانم؟” اسکرام می تواند راهی برای این کار باشد. اما همچنین می تواند یک انتخاب کاملاً اشتباه باشد. و وقتی اسکرام انتخاب اشتباهی است، باید آن را رها کنید.

در ابتدای مقاله عنوان شد باید تمام ویژگی ها ( 6 ویژگی ) وجود داشته باشد تا بتوان گفت اسکرام برای شما مفید خواهد بود.اما ممکن است شما تمام ویژگی ها را نداشته باشید. به عنوان مثال، ممکن است ذینفعان خود را در بازبینی اسپرینت نداشته باشید. بنابراین باید برای در این موضوع تلاش کنید. سپس این مقاله می تواند به شما کمک کند تا پیش نیازهای درست را انجام دهید.

این مقاله ترجمه و برداشتی  از مقاله ای با عنوان We Should Stop Trying to Make Scrum Fit for Every Situation به قلم آقای Willem-Jan Ageling  می باشد.

 

 

 

 

 

avatar

مربی چابکی و اسکرام مستر در شرکت فناپ زیرساخت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.